تبليغاتX
فریاد آراز - تسلیت

گلچین روزگــــــــــار عجب با سلیقه است

می چیند آن گلی که به عالم نمونه است

 

 

نمیدونم از کجا شروع کنم چی بگم دیشب که خبرش رو بهم دادن انگار آب داغ رو ریختن رو سرم . اصلا نمی تونستم باور کنم که بهترین دوستم عزیزترین کسش رو دیگه نمی بینه . اونم تو عید نوروز ، عیدی که واسه دوستم و خانوادش جهنم شد جهنمی که هیچوقت آتیشش خاموش نمی شه . آخه خدا جون مگه فاطمه جون چقدر دلش بزرگه که غم به این بزرگی رو ، رو دلش گذاشتی . فکر می کنی بتونه تحمل کنه ؟ اصلا کی راضی می شه یه خار تو دست خواهرش بره، چه برسه به اینکه..............

این چه رسمی تو زندگی است که خدا گذاشته ؟ آخه خدا که اینقدر مهربونه چطور راضی میشه که یه خانواده را اینجوری داغدار کنه !!!!!!!!

آخه خداجون چه حکمتی تو کارته که ما اون رو نمی فهمیم . آخه این چه آزمایشی  هست ، نمی فهمم.

معلم دینی مون تو کلاس می گفت هر کی چهل روز خودش رو واسه خدا خالص کنه ، خدا دیگه نمیذاره که اون تنها باشه یعنی بهتره بگم به مقام عرفا میرسه . اون روزی که معلممون این حرف رو زد بهش گفتم ما آدمهای معمولی هیچوقت نمیتونیم به این مرحله برسیم چون تحمل آزمایشهای سخت خدا رو نداریم و هم اینکه نمیدونیم چه حکمتی تو کارشه.

از همه ی کسانی که این مطالب رو خوندن خواهش می کنم که از خدا بخوان که به فاطمه و خانوادش صبر بده که بتونن این غم بزرگ رو تحمل کنن. و بتونن ازاین آزمایش سخت موفق بیرون بیان.

 

  

 

                                                 از همتون ممنونم

+ نوشته شده توسط آیدا در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 8:6 |